دیوار گچی

شبانه

با ناخنم روی دیوار گچی خط می اندازم هر خط یک نشانه برای هر بار که به خوابم آمده ای و روی زخم تسمه های چرمین بر کتفم بوسه زدی. هر خط یک نشانه برای هر بار که سرم را به سینه تو تکیه دادم و باران باران گریه کردم در آغوش تو در رویایم در قلبم. هر خط من یک نشانه نشانِ هستی - روی گچ مرده - برای هر بار که گذشتیم از تمام سیم های خاردار و رسیدیم به هم با هم خوابیدیم و سبز شدیم در بهشت نوازش های یکدیگر در هر گندم دور تا دور زمین تا دور دست پشت دیوار گچی سرشار از راه راه خط ها و زنده حالا سر سطر - بین خط های گذشته - ببین باز ببین خط تازه با ناخنم می خراشم نقاب مرگ را و در آغوش تو می افتم از سر تا پا آغشته به گچ ...
شعر تصادفی