غار ما

شبانه

آتشی که روشن کردیم بالا گرفته ببین رقص آبی ها، نارنجی ها، زردها را در هم . پرده های خاک را بر می داریم سیب زمینی ها را می گذاریم روی زغال هیزم ها ببین چه گرم شده غار ما ! چه گل انداخته اند گونه های سرد ما و سیب زمینی ها ، از این آتش . کولاک برف بیرون است تا ابد بیرون از ما ...
شعر تصادفی