پرستوی سرزمین ما
زن
در زمین سوخته چرخ زدی
یافتی
شاخه های فرو ریخته ی سرو آزاد را.
یافتی
یک به یک
دانه به دانه
به بالا کشاندی سرو را و سرو را
روی روشن ترین نقطه ی بام
بافتی تار به تار ساقه های سبز را در یکدیگر.
آشیانی ساختی دیگرگون:
لبریز اکنون
از نوای بهار نزدیک.
بپذیر!
پرستوی بهاران ما
بوسه های زمین خود را
بر قلب ات...