در اعماق.

زن

برگشتم چشمم افتاد به چشم ظلمت دنبالم آمده است! کبود و عظیم و ترسناک خیز برداشت وفرود آمد باز آوار شد روی من مانند خاطرات مرگ های گذشته. چشمم را دوخته ام زیر آوار اکنون به دورن قلبم: نقطه نقطه ستاره های سرخ کوچک را می بینم: آبشار بزرگ نسترن های بهار...
شعر تصادفی