آه ای رقص!
زن
دست بزن!
پای بکوب!
چرخ بزن!
زیرا تو: رقص منی.
رقص من:
که در این سوی زمین
زندانی ست.
پای بکوب روی زمین!
من صدای شاد گام های تو را می شنوم
از درون پستو.
پاهای به زنجیر من با صدای گام های رقص ات
جان می گیرند.
دست های بسته ی من با صدای دست های رقص ات
می رقصند.
می تپد قلب من با صدای آهنگت
و امید به جهانی زیباتر، در روح ام باقی می ماند.
من و تو این جا هستیم:
روی یک سیاره،
سومین سیاره در مدار یک خورشید
زیباست ببین.
خانه ی ما:
خانه ی تو
و خانه ی من.
من صدای آزادی رقص تو را می شنوم
پرواز بده این رقص را
شادی را
پرواز بده!
پرواز بده رقص در بند مرا
همچون کبوترهای صلح ابدی با دوبال سفید رویایی.
پرواز بده همه ی رقص های عشق را
با یاد رقص زندانی من
کنج پستویی دور
تنها در این سوی زمین...