کتابها زن ۲۱۹ از ۲۷۰ ترس! زن از مرگ مرا می ترسانند. از مرگ، که نیست تا هستم. از مرگ، که هست وقتی نیستم. این را گل سرخی که در گلدان بود زمزمه کرد در گوشم. آن گاه افشاند رنگ های شگفت انگیز قرمز را در تمام حیات... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیچکش! فهرست شعر بعدی ←با من بمان!