از دور

آفتاب مهتاب

ایوان گسترده بود باز در پای ناودان سنگینی باران از سقف می گذشت و پخش می شد بر تن آن . گل ته نشین شد و در پس جریان رسوبی سخت بر جا ماند . از دورها پیداست براقی یک سقف پاکیزه براقی یک ناودان پاک بالای ایوان ایوان گلناک ...
شعر تصادفی