بعد از شکستن
گندمزار
شکسته شدم
از هم پاشیدم
ریختم
خرد شدم
خود به خود پخش شدم روی زمین .
ماشین حسابی بودم ؟
دستگاه بی سیمی ؟
دفتر خاطره ای طبله کرده از اشک ؟
دستبندی بودم یا دستی ؟
پاک شده اند شکل های پیشین در صورت من ،
از سایش باد و باران ،
از تابش نور خورشید .
دیگرگون ، خاکم اکنون .
تنها خاک ...
ذره ذره ، ببین ،
پای سروت را ...