بعد از شکستن

گندمزار

شکسته شدم از هم پاشیدم ریختم خرد شدم خود به خود پخش شدم روی زمین . ماشین حسابی بودم ؟ دستگاه بی سیمی ؟ دفتر خاطره ای طبله کرده از اشک ؟ دستبندی بودم یا دستی ؟ پاک شده اند شکل های پیشین در صورت من ، از سایش باد و باران ، از تابش نور خورشید . دیگرگون ، خاکم اکنون . تنها خاک ... ذره ذره ، ببین ، پای سروت را ...
شعر تصادفی