مرغ زیرک
همهٔ گلهای سرخ
رشته ها را بستند به پایش ، به بالش .
بلبل می نالید در حسرت باغ ، در حسرت عطر گل سرخ
کنج ایوان
بلبل روز و شب می نالید ،
قبل از آغاز یک فکر بکر :
نک زدن بر روی گره ی کور بند ، در پناه تاریکی .
می شنوم نک زدن های بلبل ها را
این جا ، روز و شب ...