مشاهده

مانی

می بایست می گذشتم از در از دالان ، از پرده. می بایست می رسیدم به اتاق خوابم می رفتم تا اعماق آینه ی عریانم: تا ببینم خود را – مثل اکنون تا جاودان- خود را ببینم عریان گرم در آغوش تو ...
شعر تصادفی