علت و معلول
سرسبز
متوالی
مدام
در پی هم آمده اند
منظره ی صورت تو
و شادی ذهنم
درمن .
بی شادی ذهن
مرده بودم ،
انگار اجاق بی هیزم در غروب کوهسار
که آرام آرام خاموشی می گیرد
با کپه ی سرد خاکستر
بر روی سرش .
می آیم سمت خیابان تو
از هر شهر ، با هر نام ،
ای دلیل شادم ...