در سرمای سیاه

سرسبز

زمهریر سرمای تند استخوان کاجم را ترکانده . کاجستان در هم شکسته بر خاک افتاده . رشته های حیات کاج و خاک از هم گسسته : ساز سه تاری – انگار - زیر پوتین سیاه . قلب خاکی باغ به "جبر" طوفان خیره شده : اشک های زلالش یخ بسته قندیل شده ند پیش چشمانش . می شنوید دادش را در سکوت سیاه : باغ کاجم تن هاست ...
شعر تصادفی