غوطه ور

سال زنبق

دنیا می آیی در هر قطره ی اشکم ، بوسه زنان روی مژه هایم روی گونه هایم . مکث کنان کنج دهانم ، اکنون پیچ و تاب موج توست روی لب هایم . جویبار زلالی ، اکنون ، گشت زنان در خطوط کف دستم ... و شیار به شیار می پوشانی دره های پریشانم را ، بی جدایی بی جدایی از من ... مرغابی ها می لغزند روی آب دریاچه باد می جنباند شاخه های کاج های سبز را بوی خاک نم خورده در فضا می پیچد . صبح روز زمستان ؟ اما بهار - با بلور عشقت – در چشم من ...
شعر تصادفی